عمل جنسی و سکس زدگی

آرش نراقی

 

در تلقی رایج، عمل جنسی عملی است که با اندامهای جنسی مربوط است. اما حقیقت این است که عمل جنسی لزوماً ربطی به اندامهای جنسی ندارد:

نخست آنکه، بسیاری اعمال مربوط به اندامهای جنسی اساساً ربطی به "امر جنسی" ندارد. برای مثال، زنی که رحم خود را برای پروراندن نطفه زوجی دیگر اجاره می دهد، کارش مستقیماً به اندامهای جنسی او مربوط است، ولی عملش خصلت "جنسی" ندارد.

دوّم آنکه، بسیاری اعمال که هیچ ربطی به اندامهای جنسی ندارد، قطعاً و بدون تردید مصداق "امر جنسی" است. برای مثال، گاهی نوازش آرام گونه های محبوب با پشت سرانگشتان دست می تواند رفتاری کاملاً جنسی باشد.

سوّم آنکه، حتّی امر دخول جنسی هم که مصداق بارز عمل جنسی تلقی می شود، می تواند واقع شود بی آنکه خصلت جنسی داشته باشد. برای مثال، فرض کنید که کسی دو نفر را جداً تهدید به قتل می کند مگر آنکه با هم بیامیزند، و آن دو فرد برای نجات جانشان ناگزیر تن به دخول جنسی می دهند. در این شرایط، کاملاً می توان تصوّر کرد که عمل دخول جنسی برای طرفین این رابطه فاقد خصلت "جنسی" است.

بنابراین، "امر یا عمل جنسی" بیش از آنکه به عمل خاص اندامهای جنسی مربوط باشد، برساخته زمینه یا بستری است که عمل در متن آن تفسیر می شود. "امر جنسی" بیش از آنکه عملی فیزیکی باشد رفتاری انسانی است، و ماهیت آن بیشتر برآمده از نوع تفسیری است که زمینه ذهنی و اجتماعی عمل بر آن بار می کند. یک عمل واحد در یک زمینه خاص می تواند کاملاً جنسی تلقی شود، و همان عمل در زمینه ای دیگر عملی کاملاً غیرجنسی. گاهی نوازش گونه محبوب یک عمل جنسی بسیار شورمندانه است، و گاهی همان عمل مطلقاً فحوای جنسی ندارد و صرفاً (برای مثال) برای ابراز دلجویی است.

این همه را گفتم تا بگویم که جنسی بودن یا نبودن رفتارهای ما بیشتر برآمده از تفسیری است که از زمینه ذهنی و اجتماعی عمل برمی خیزد. بنابراین، می توان جامعه ای را فرض کرد که (مثلاً) "برهنگی" در آن شایع است اما جامعه سکس زده نیست، و جامعه ای را می توان فرض کرد که "پوشیدگی" از در و دیوار آن می بارد اما سکس زده است. بسیاری از دانشجویان دختر من با لباسهای باز برسر کلاس می آیند، اما عمل آنها هیچ فحوای جنسی ندارد. اما در جامعه ایرانی کاکل موی یک زن که از زیر روسری اش بیرون زده، می تواند فحوایی کاملاً جنسی بیابد. بر این مبنا، جامعه بسته ای مانند عربستان سعودی به مراتب سکس زده تر از جامعه ای باز مانند آمریکاست- چرا که بستر ذهنی و اجتماعی آن جامعه بسته به بسیاری از اعمال "عادی" فحوای جنسی می بخشد و آن رفتارها را به "عمل جنسی" بدل می کند، اما بستر ذهنی و اجتماعی در آن جامعه باز در غالب موارد تفسیر متفاوتی بر آن اعمال حمل می کند، و همان رفتارها (و چه بسا رفتارهای بسیار "بی پرواتر") را تبدیل به رفتارهای عادی و غیرجنسی می کند.

سکس زدگی یک جامعه را نمی توان بر مبنای رفتارهای ظاهری رایج در آن جامعه ارزیابی کرد.

منبع : فرهنگ در اینترنت | عمل جنسی و سکس زدگی
برچسب ها : جامعه ,اندامهای ,ندارد ,کاملاً ,زمینه ,ذهنی ,برای مثال، ,فحوای ندارد ,جامعه بسته ,بستر ذهنی ,زمینه ذهنی ,آنکه، بسیاری اعمال